
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند . . .

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند . . .
منبع:www.pnunews.com

او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.
در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟
دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.»
بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی تیم های کاری متمرکز نشوید. با توجه به جنبه های مثبت و نقاط قوت، در کارکنان و تیم های کاری ایجاد انگیزه کنید.
منبع: www.pnu-m-s.com
تفكر سيستمي نوعي نگاه به جهان هستي و پديدههاي آن است. اين شيوه تفكر، روششناسي مؤثري را براي سيستمهاي اجتماعي- فرهنگي در محيط آكنده از آشفتگي و پيچيدگي ارائه ميدهد. در تفكر سيستمي، صرفاٌ به اجزاء و جزئيات يك سيستم نگاه نميشود بلكه چگونگي تعامل بين اجزاء و نيز برهمكنش اجزاء و محيط بررسي ميشود. موانع و عواملي سبب ميشود انسانها از تفكر سيستمي دور شوند. تفكر سيستمي تفكري كلنگر است در حالي كه تكيه صرف بر جزءنگري، امكان فهم الگوهاي حاكم بر پديده و سيستم را از بين ميبرد. تمركز بر روي وقايع، و بويژه وقايع ناگهاني، باعث ميشود انسان الگوي تغييرات درازمدت را كه در پشت رخدادها نهفته است درك نكند. از اينرو، منفينگري و سرزنش كردن شرايط محيطي تشديد ميشود و انسان خيال ميكند چيزي در بيرون از سيستم سبب بروز مشكلات است، در حاليكه تمامي اسباب و علل مسائل در درون سيستم نهفته است. دام ديگر در اين زمينه، تفكر دوگانه است كه در آن، انسان با نوعي تحليل سادهانديشانه، به نگرش "صفر و يك" گرفتار ميشود. اين نگرش براساس پيشفرضها و تصورات قبلي و قيود خودنهادهاي است كه ذهن را در قالبهاي بسته نگه ميدارد. اين شرايط مستعد آن است كه ذهن انسان به مسير اشتباه رهنمون شود و به علائم، بيش از علل و يا به جاي آن، توجه كند و به همبستگي ظاهري متغيرها استناد كند، در حاليكه بين آنها هيچگونه ارتباط علت و معلولي وجود ندارد. تفكر سيستمي، در قالب كليت و تماميت سيستم ديده ميشود و بهاين ترتيب از سطح به عمق و از جزء به كل گذر ميشود.
در اين مقاله، ضمن تشريح مؤلفههاي تفكر سيستمي، به بررسي مهمترين "موانع" آن در جنبههاي جزءنگري، تمركز بر وقايع، فرافكني، دام تفكر دوگانه، تفكر قالبي، توجه به علائم به جاي علل، تفكر تحليلي و توجه به كميت پرداخته شده است.
منبع:www.mgtsolution.com