
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند . . .
التماس دعا.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 2:37 توسط مدیران آینده
|
من خدا را دارم،كوله بارم بر دوش،سفري مي بايد!سفري بي همراه،گم شدن تا ته تنهايي محض،سازكم با من گفت: هر كجا لرزيدي،از سفر ترسيدي،تو بگو از ته دل،من خدا را دارم